تبليغاتX
نوشته های جلوه و کاوه

 

روایتی در باره قوانین تبعیض آمیز از بند مردان زندان اوین

۱۷ خرداد 1388 - کاوه مظفری

تغییر برای برابری - روزهای اول که به بند عمومی منتقل شدیم سربازان یا زندانیان می پرسیدند «اشی مشی» هستید؟ اول فکر می کردم اشی مشی اصطلاحی است شبیه «آش خور» که به زندانیان تازه وارد می گویند، اما بعد از چند روز فهمیدم که در زندان اوین به مردانی اشی مشی می گویند که به دلیل نپرداختن مهریه همسرانشان بازداشت شده اند. جالب است که انگار بیشتر این افراد را پسران جوان تشکیل می دهند. تصور عمومی جامعه درباره مردانی که به خاطر مهریه زندانی شده اند این است که آن ها مورد بی عدالتی قرار گرفته اند و همسران سنگدلی دارند که حاضرند به خاطر پول شوهرانشان را زندانی کنند و در نهایت باعث متلاشی شدن اساس خانواده شوند. اما واقعیت با این تصور عمومی تفاوت دارد. این مدت، روایت های عجیبی از مردانی شنیدم که هنوز مقاومت می کنند تا استثنایی بر قاعده «مهریه را چه کسی داده و چه کسی گرفته» نباشند. مردانی که هزار و یک خم قانونی را بلدند تا چگونه از پرداخت مهریه شانه خالی کنند. این که چگونه اموالشان را به نام دیگران کنند تا محکمه را راضی کنند که استطاعت مالی ندارند؛ این که چگونه بهانه ای برای ناشزه نامیدن زنانشان پیدا کنند تا از پرداخت نفقه معاف شوند؛ این که چگونه نداشتن حق طلاق برای زنان را به ابزاری برای تلافی و تنبیه بدل کنند؛ و این که چگونه قاضی را راضی کنند تا مبلغ مهریه همسرشان را قسط بندی کند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

کاوه مظفری - اول مه ۲۰۰۹

کارنوشت - عموماً در همه جاي دنيا، وقتي به فصل انتخابات (چه دموكراتيك، چه غير آن) نزديك مي شويم، بر غوغاي آسمان طوفانزاي سياست افزوده مي شود. در ايران نيز، ابرهاي سياه و سفيد انتخابات، رعد و برقي عجيب به راه مي اندازند. از وعده نفت و سيب زميني بر سفره هاي مردم گرفته تا جمع آوري گشت ارشاد و گماشتن وزير زن. با اين همه هياهو، پس از صاعقه هيچ خبري نيست، روز از نو، روزي از نو. انگار نه انگار اين همه ابر و شعار كه از آسمان گذشت. از باران و برف خبري نيست. گويي همه ابرهاي سياست عقيم هستند. هرچند، رخ داده كه گاهي قطره اي شكلاتي از آسمان بچكد، اما عموماً خشكسالي است.
برخي خطاب به آسمان، اما در گوش يكديگر، پچ پچه مي كنند: ما را به خير تو اميدي نيست، شر مرسان. و برخي ديگر مايوسانه دست دعا و نيايش به آسمان دراز كرده، برگه هايي را به صندوق ها دخيل بسته، نذر و نياز كرده، جمبل و جادو راه انداخته، تا شايد از آسمان چيزي ببارد. آنهم نه به آرزوي رگباري كه سيل راه بياندازد، بلكه يك باران «معتدل»، حداكثر در حد همان يك قطره شكلاتي. اما، دور از اين همه پچ پچه و هياهو، هستند مردماني كه ديرزماني است آسمان را رها كرده، دل به زمين بسته اند. در زمين سخت مي كارند، هر آنچه آرزو دارند فردا درو شود. اگر آسمان هم نبارد، از دل خاك، آب را بيرون مي كشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |
کاوه مظفری - کارنوشت

آصف بيات، محقق و صاحب نظري برجسته در حوزه مسائل اجتماعي است؛ وي آثار ارزشمندي در تحليل جنبش کارگري و تهي دستان شهري در جامعه ايران خلق کرده است. «کارگران و انقلاب در ايران» و «سياست هاي خياباني: جنبش تهي دستان در ايران» عناوين کتاب هايي هستند که بيات به زبان انگليسي تاليف کرده است (کتاب دوم به زبان فارسي برگردانده شده است). وي در کتاب سياست هاي خياباني، بر پايه يک تحقيق ميداني به تحليل جنبش تهي دستان شهري بين سال هاي 55 الي 70 در جامعه ايران پرداخته، و حاصل تحليل هاي خود را در قالب نظريه پيشروي آرام مردم شهري ارائه کرده است. در اين يادداشت، اين نظريه توضيح داده مي شود، و رابطه آن با نظريه هاي مطرح در حوزه جنبش هاي اجتماعي مورد بحث قرار مي گيرد.

+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

کاوه مظفری - کارنوشت

 

  • مقدمه

چارلز تيلي، از جمله نظريه پردازان تاثيرگذار در زمينه مطالعات جنبش هاي اجتماعي به شمار مي آيد. مجموعه آراء وي در قالب نظريه هايي که تحت عنوان «بسيج منابع» شهرت يافته است، قابل دسته بندي هستند. همانگونه که خود در مقدمه کتاب از بسيج تا انقلاب اذعان مي دارد، تلاش وي در جهت تدوين نظريه اي براي تبيين و توصيف «کنش هاي جمعي[1]» هدف گيري شده است (تيلي، 1385: 17). به عقيده وي، پديده هايي همچون انقلاب ها، شورش ها، جنبش هاي اجتماعي، توطئه هاي سياسي، و حتي بسياري از کودتاها، انواع مختلفي از کنش هاي جمعي هستند که با هدف ايجاد تغيير يا ممانعت از تغييري در جامعه اتفاق مي افتند. بدين منظور نظريه پردازي درباره کنش هاي اجتماعي براي نيل به شناخت درباره اين پديده ها بسيار ضروري است. مجموعه نظريه هاي نظام يافته تيلي در زمينه کنش جمعي را مي توان در کتاب مشهور وي، «از بسيج تا انقلاب» جستجو کرد. وي در اين کتاب نخست به ضرورت مطالعه جنبش هاي اجتماعي مي پردازد و پس از آن مروري مفصل و نقادانه بر نظريه ها کلاسيک و متاخر ماقبل خود انجام مي دهد. پس از آن اصول کلي نظريه کنش جمعي خود را مطرح مي سازد و در ادامه کتاب به تشريح جزئيات آن مي پردازد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

جلوه جواهری-23 بهمن 1387 

مدرسه فمینیستی - روزها می گذرند و هم چنان در پی خواسته های صدسال پیش ره می سپاریم. خبرها برسرمان باریدن می گیرند، بی آنکه مجالی اندک داشته باشیم تا هرکدام از آنها را در گوشه ای از ذهنمان بازاندیشی کنیم. صدسال است در پی تعدادی اندک و ناچیز خواسته های مان می کوشیم و بی رحمانه به عقب رانده می شویم. صدسال است که تنها خواسته های ناچیزمان را هویت خود گرفته ایم و همچنان پا می کوبیم و هم چون بچه ای که می خواهد راه رفتن بیاموزد و با تلاش هربار افتادن بازمی خیزد، می خواهیم از نو بازخیزیم و صد سال است که بی رحمانه با لگدی به زمین می افتیم و دوباره سعی بر برخواستن و پیمودن همان راه دیرینه...

امیدمان برای ادامه دوچندان می شود با رسیدن به قطعه بسیار کوچکی از خواسته های مان: «زنان از همه اموال همسر خود ارث می برند» خوشحال می شویم که زنان از زمینی که می کارند و درو می کنند سهمی هم می برند، هر چند بسیار اندک. و من چه سبز می شوم که دیگر هربار زمانی که از شالیزار های سبز شمال می گذریم، دیدن صحنه فراموش ناشدنی زنان شالیکار، واقعیت تلخ بی بهره بودنشان را از آن زمینی که می کارند، به یادم نمی آورد. خوشحال می شویم که در سرزمینی که روزی فریاد می زدند «زمین مال اوست که می کاردش» اکنون سهمی ناچیز از این زمین، به او نیز می رسد به زنان کشاورزش! گرچه، بر سر این وسعت ناچیز نیز می بینیم فریاد ناتمام مقاومت در برابر تغییر، از سوی برخی بلند می شود که وامصیبتا چرا اسلام را به خطر می اندازید، و این صدا از سوی کسانی بلند است که در هنگامه هایی دیگر هم چون عندالاسطاعه کردن مهریه سکوت اختیار کرده بودند و هرگز سخنی از اسلام شان در میانه نبود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

 

گفتگوی کاوه مظفری با سعيد مدني-17 دی 1387 

مدرسه فمینیستی -  نااميدي و بي اعتمادي از نخستين نشانه هاي برخورد با موانع و مشكلات در يك حركت جمعي است. بسياري مواقع، وقتي يك حركت جمعي با مسائلي مواجه مي شود كه سرعت حركتش را كند مي كند، يا حتي خطر آنرا دارد كه كامل متوقفش كند، يكي از ساده ترين «واكنش»ها اين است كه ماهيت «جمعي بودن» كنش را زير سوال بريم. شايد به همين دليل است كه برخي آنقدر نااميد و بي اعتماد مي شوند كه حتي مي گويند: «كار جمعي ديگر فايده اي ندارد، بايد فردي ادامه داد، اصلاً ايراني ها كار جمعي بلد نيستند». و بسياري جملاتي از اين دست كه تنها باعث تشديد مشكلات و موانع مي شود.

دغدغه بررسي و تحليل چنين مسائلي، همزمان شد با مطالعه كتاب «روانشناسي و تغييرات اجتماعي» نوشته استوارت پيزر و جفري تراورز. اين كتاب، كه توسط نشر دانژه در سال جاري راهي بازار شده، به همت سعيد مدني ترجمه گرديده است، و حاوي نكات مفيدي درباره فرايند ايجاد تغييرات اجتماعي از منظر روانشناسي اجتماعي است. بدين سبب، تصميم گرفتم كه به بهانه اين كتاب و در ارتباط با مشكلات و مسائل موجود در زمينه كار جمعي، مصاحبه اي با سعيد مدني انجام دهم.

سعيد مدني، تحصيلكرده رشته روانشناسي است. وي با اينكه، فضاهاي سياسي بيشتر به عنوان يك فعال ملي-مذهبي شناخته شده است، اما بايد ادعا كرد كه در حوزه پژوهش و تحقيق، يكي از پژوهشگران فعال در زمينه مسائل اجتماعي است. مدني، در حوزه هايي همچون «اعتياد»، «کودک آزاري»، «تن فروشي» و «سرمايه اجتماعي» تحقيقات و مطالعات ارزنده اي داشته است. در ادامه، متن گفتگو با ايشان را مي خوانيد:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

ناهید کشاورز- جلوه جواهری-10 دی 1387 

اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران

مدرسه فمینیستی - حکومت رضاشاه به عنوان پیامد مبارزات قدرت در دوران پس از انقلاب مشروطه فصل تازه ای در تاریخ سیاسی ایران در زمینه ایجاد تمرکز در منابع قدرت بازکرد. رضاشاه، پس از تاج گذاری در سال 1305 با بناکردن و تقویت تکیه گاه خویش بر سه رکن «ارتش جدید»، «بوروکراسی دولتی» و «حمایت دربار»، به تثبیت قدرت خود پرداخت. برای نخستین بار پس از عصر صفوی دولت توانست با ابزارهای گسترده مدیریت، نظم و سلطه، جامعه را اداره کند و رضاشاه نیز با تثبیت قدرتش قادر بود برنامه بلندپروازانه اصلاحات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را آغاز کند. او توفیق یافت بسیاری از نوآوری هایی را که اصلاح طلبانی چون شاهزاده عباس میرزا، امیرکبیر سپهسالار، ملکم خان، و دموکرات های انقلاب مشروطه پیشنهاد کرده بودند و سرانجامی نیافته بود، به انجام رساند. دولت ایران در زمان سلطنت او، در مقایسه با ملاک های ناخوشایند سلسله ی قاجار، به قدرت سیاسی و اقتصادی بزرگی دست یافت. قدرتها در دست شاه متمرکز گردید، شاهی که خاستگاه نهادین و کلیدی او ارتش بود. به همین سبب برخی چون جان فوران رژیم رضاشاهی را استبداد نظامی می نامند. سلطه و سیطره قدرتمند دولت در داخل کشور، خود را برای مداخلات در امور اقتصادی – اعم از صنعتی یا زیربنایی – هموار نمود. در توجیه ایدئولوژیکی اصلاحات پردامنه قضایی، آموزشی و یا سایر نهادهای مشمول «تجددخواهی» آمیزه متناقضی از ناسیونالیسم غیردینی و غرب گرایی را می توان دید. در نهایت نیز مجموعه این عوامل، دولت و دیوان سالاری جدیدش را به درون زندگی مردم شهر، روستا و قبیله وارد کرد. (فوران، 1378: 330 ؛ آبراهامیان، 1377: 124)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |
کاوه مظفری-28 آذر 1387 

مدرسه فمينيستي -  شاید اغراق آمیز به نظر برسد، اینکه بگوییم جنبش امروزین زنان در ایران معلول به دست آوردن حق آموزش برای زنان – اصلی ترین ثمره جنبش آنها در عصر مشروطه – و افزایش سطح تحصیلات زنان است. به عبارت دیگر، از آنجایی که نسبت بالایی از زنان در چند دهه اخیر توانسته اند به سطوح مختلف تحصیلی راه یابند، و این روند منجر به افزایش دانش و بالتبع آگاهی آنها از وضعیت موجود شده، و به سبب این ارتقاء آگاهی آنها دریافته اند که در وضعیتی تبعیض آمیز به سر می برند، از حقوق نداشته خود مطلع شده اند، توقعات به حقشان افزایش یافته، و مطالباتی ضروری پیدا کرده اند؛ در نهایت جنبشی نیرومند را در سطح جامعه به حرکت درآورده اند. با اینکه این مسیر ساده سازی شده، اغراق آمیز به نظر می رسد، اما تلاش این یادداشت کوچک، تاکیدی بر جدی بودن و واقعی بودن همین اغراق است.

در نخستین سال های دهه 60 – پس از پایان یافتن بهار کوتاه آزادی – به دلیل مسلط شدن نیرویی مردسالار در ارکان سیاسی جامعه، بسیاری از دستاوردهای بر حق زنان نقض گردید و محدودیت های بسیاری در مقابل حضور و مشارکت آنها در عرصه عمومی ایجاد شد. از جمله عمده ترین این محدودیت ها، می توان به کاهش اشتغال زنان در نتیجه سیاست های ضد زن (همچون اخراج زنان از مشاغل صنعتی) و همچنین وضع قوانین تبعیض آمیز علیه زنان اشاره کرد. بطوریکه، نرخ اشتغال زنان از 10.9% در سال 1355 به 6.7% در سال 1365 کاهش یافت (و نرخ بیکاری زنان نیز از 16.4% در سال 1355 به 25.4% در سال 1365 افزایش یافت) [1]. در واقع، رویکرد سیاستگذاران حاکم مبتنی بر نگرشی مردسالارانه بود که می پنداشت بهترین فعالیت برای زنان نشستن در خانه و زاییدن شیران نر برای نبرد در جبهه های حق علیه باطل است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

جلوه جواهری-22 آذر 1387 

مدرسه فمینیستی -  اعدام فاطمه حقیقت پژوه درست یک روز پس از روز جهانی حذف خشونت علیه زنان حاوی پیام خشونت باری از طرف قانون ایران به زنان این سرزمین بود. پیش از این بسیاری از ما قصه فاطمه را از زبان وی، در فیلمی از مهوش شیخ الاسلامی با نام «ماده 61» شنیده بودیم.

مورد1: نيمه های شب با سر و صدای دخترش از خواب بیدار می شود. در اتاق دختر را که باز می کند با صحنه تجاوز همسر صیغه ای خود به دخترش روبرو می شود. فاطمه پژوه به جرم قتل همسر صيغه ای خود در سال 1381 به اعدام محکوم شد. او پیش از اعدام چند بار تا پای چوبه ی دار رفت. اما به دلیل نامه ای که دخترش خطاب به رئيس قوه قضائيه نوشته بود و همچنین اعتراضات گسترده فعالين حقوق بشر و درخواست فوری عفو بين الملل یک بار در سال 1381 و بار دیگر در سال 1385 اجرای حکم او متوقف شد. [1] سرانجام، در کمال ناباوری فعالان حقوق زنان، روز چهارشنبه 6 آذر 1387 حکم اعدام وی به اجرا درآمد.

فاطمه پژوه هنگامی از شدت خشم دست به قتل شوهر خود می زند که همسر وی با کمال آسودگی نه تنها از تجاوز آشکاری که به دختر فاطمه داشته هیچ واهمه ای ندارد و پشیمان نیست بلکه تقاضای فروش او را می کند. شاید مرگ حق شوهر فاطمه نبود، اما آیا مرگ فاطمه حق بود؟ آیا این همه سال در زندان و این همه پای چوبه اعدام رفتن که هر کدام با احساس مردن برابری می کند، برای او کافی نبود؟ زمانی که به آمارها نگاه می کنیم می بینیم که چگونه در این سال ها از طرفی اصرار شدیدی بر تنها یک راه و آن هم اعدام زنانی از جنس فاطمه که قصد دفاع از خود و یا افراد بی دفاعی چون خود را داشته اند، وجود دارد و از طرف دیگر تا چه حد قتل های ناموسی آسان گرفته می شود به طوری که دیگر به صورت مرتب شاهد گزارش هایی از آن هستیم.

اعدام فاطمه پژوه در بستر پدیده ای اجتماعی در ایران به نام «همسرکشی» رخ داد، پدیده ای که در ایران بر کفه نابرابر و دوگانه ای از قانون قرار گرفته است. کفه ای ناعادلانه و از پس آن قضاوتی آشکارا تبعیض آمیز؛ و اوج این بی عدالتی و تبعیض در قاعده ای به نام «فراش» خود را به تمامی عریان می کند. قاعده فراش به ماده 630 قانون مجازات اسلامی اطلاق می شود که طبق آن مرد می تواند اگر زن خود را در حال زنا با مرد دیگری ببیند، او را به قتل برساند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

جلوه جواهری-2 آذر 1387 

مدرسه فمینیستی -  چندی پیش نسرین ستوده به دلیل فعالیت هاي ارزنده اي كه در دفاع از حقوق زنان و كودكان داشته است، به عنوان برنده اولین جایزه بین المللی حقوق بشر ایتالیا از سوی بنیاد زودتیرول، در سال ۲۰۰۸ معرفی شد. نسرین ستوده تاکنون در راستای دفاع از حقوق کودکان و زنان گام های موثری برداشته است. در سال های اخیر به ویژه پس از برگزاری تجمع 22 خرداد در اعتراض به قوانین تبعیض آمیز علیه زنان، و ایجاد و گسترش کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز، فشار بر فعالان جنبش زنان افزایش یافت. با افزایش فشارها و دستگیری ها، بسیاری از وکلای مدافع حقوق بشر به دفاع از فعالان جنبش زنان برخاستند و با دفاع شجاعانه شان، آنها را در پیشبرد اهداف شان مصمم تر ساختند. در این میان نسرین ستوده، یکی از فعال ترین و متعهدترین وكلاي مدافع جنبش زنان طی سه سال گذشته بوده است. او به طور مستمر دفاع از فعالان کمپین یک میلیون امضاء را برعهده گرفت به طوری که در همین راستا 22 خرداد امسال به مدت یک روز بازداشت شد. اهدای جایزه حقوق بشر به وی به پاس تلاش های او و دیگر حقوقدانانی است که با جسارت و تعهد خود، نقش موثری در گسترش اهداف جنبش زنان در ایران داشته اند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

كاوه مظفري-19 آبان 1387 

مدرسه فمینیستی -  وقتي با مغز به آسفالت خيابان اصابت مي كني، سريعتر از آنچه كه فكرش را بكني، خيالات و توهمات از بين مي روند. تمام آن چيزهايي كه بافته اي تا خودت را نگه داري، رنگ مي بازند و پوسيده مي شوند. تمام آن چيزهايي كه سخت و استوار مي نمود، ناگاه دود مي شوند و به هوا مي روند. مدتي است كه احساس مي كنيم ديگر پيش نمي رويم، انگاري كه به سنگ خورده ايم، سنگي كه اگر خردش نكنيم، به تدريج ما را خرد مي كند. امروز به روزنه اي تازه براي پيش رفتن نياز داريم.

«مگر هدف ما ارتباط با توده نبود؟ مگر بيانيه و امضا ابزار اين ارتباط نبود؟ پس چرا بايد دوباره بياييم و فعاليت خود را محدود به فضاي اينترنت و مخاطبان محدود آن كنيم؟» [1]؛ «شايد بسياري از کمپيني ها در تهران از خود پرسيده باشند با اين همه هزينه و فعاليت که براي کمپين و تغيير قوانين داشتيم، چرا تازگي ها در کيف هايمان کمتر دفترچه و بيانيه داريم؟ [...] چرا مخاطبان اصلي را فراموش کرده ايم؟» [2]. سوالات بسياري از اين دست ذهن ما را مشغول كرده است. احساس نياز براي پاسخگويي به آنها، انگيزه اصلي اين مقاله شد. اما اينها پرسش هايي نيست كه يك فرد به تنهايي بتواند از پس آنها بر آيد. براي پاسخگويي به آنها به خرد جمعي نياز است.

به همين دليل، در تدوين اين مقاله از همفكري دوستان كمپيني مدد گرفتم [3]. در جريان اين همفكري متوجه شدم كه براي شناخت مشكلات نمي توان تنها به دنبال يك علت بود، و از سوي ديگر در جستجوي راه حل نيز نمي توان تنها به يك عامل توجه داشت. در واقع، ادراك متكثر و متنوع اعضاي كمپين و مناظر متفاوتي كه هر يك از كمپين ساخته اند، را نمي توان به سادگي در فرمولي تك خطي خلاصه كرد. براي كسب شناخت جامع از كمپين، نياز است كه صورت مسئله را از نگاه ديگران نيز مشاهده كرد. به همين منظور، روشي مفاهمه اي براي رسيدن به چنين شناختي مي تواند كارآمد باشد. روشي كه بتواند ضمن توجه به تكثر شناخت ها و ادراك ها، زمينه هاي اشتراك و همدلي را نيز بازسازي كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

ناهید کشاورز و جلوه جواهری - مطالعات جنبش زنان (1)-12 آبان 1387 

مدرسه فمینیستی -  تاریخ مبارزات زنان در ایران قدمتی طولانی دارد. در واقع، جنبش زنان یکی از پرسابقه ترین جنبش های اجتماعی در ایران است. این جنبش در طول مبارزات خود از دوران مشروطه تا کنون، حامل تغییرات اساسی و بنیادین در مناسبات جامعه بوده است. از این رو، شناخت تاریخ جنبش زنان در ایران، بررسی ویژگی های آن و مقایسه آن با وضعیت کنونی برای ما که از کنشگران این جنبش هستیم ضروری است. چرا که می توانیم از تجربه های تاریخ بیاموزیم، و این آموزه ها را پشتوانه عمل مان قرار دهیم. با برآمدن کمپین یک میلیون امضاء برای بار دیگر شاهد گسترش جنبش زنان در ایران هستیم، به همین دلیل مطالعه استراتژی ها، نحوه سازماندهی، محورهای مبارزاتی و مطالبات تاریخ جنبش زنان ایران برای کاربست تجربه های آن، اهمیت دارد. از این رو بر آن شدیم تا با تشکیل جلسات مطالعاتی در مدرسه فمینیستی به بررسی جنبش زنان در ایران بپردازیم. نتیجه این بحث ها سلسله مقالاتی خواهد بود که در مدرسه منتشر خواهیم کرد. مقاله حاضر، اولین مقاله از این مجموعه است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

کاوه مظفري-19 مهر 1387 

مدرسه فمينيستی -  پديده جنبش هاي اجتماعي و مسائل پيرامون آنها، مجموعه عواملي هستند که در تغييرات امروز جامعه ايران نقشي تعيين کننده دارند. در واقع، حرکت جنبش هاي اجتماعي از بطن جامعه مدني سبب شده است که چشم انداز روشني براي ايجاد تغييرات پايدار و دموکراتيک در نهادها و نمادهاي جامعه ايران گشوده شود. در اين ميان، بخصوص جنبش پوياي زنان ايران نقشي انکار ناپذير داشته است. به همين دليل شناخت ماهيت جنبش هاي اجتماعي، چه از نظر آکادميک و چه از نظر استراتژيک حائز اهميت است. از اين رو، مطالعه نظريه هاي موجود در زمينه جنبش هاي اجتماعي اجتماعي مي تواند براي شناخت اين جنبش ها، راهگشا و راهنما باشد. این مقاله بخشی از یک تحقیق دانشگاهی است که به مرور نظریه های رایج در این حوزه پرداخته است:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

كاوه مظفري-5 مهر 1387 

مدرسه فمینیستی - گاهي اوقات پيامد اظهارات مدعيان چپ و نيروهاي راست چنان همراستا مي شود، كه تشخيص مرزهاي واقعي مشكل مي گردد. اين مسئله بخصوص زماني حاد مي شود كه به جاي نگريستن به واقعيت هاي موجود بر روي زمين، به جستجوي ستاره هاي قلبيِ رهايي بخش در آسمان پرهياهوي سياست باشيم. مدتي است كه تحت فشار و سركوب حاكميت، دور شدن از كنش جمعي، منجر به فاصله افتادن ميان برخي كنشگران با واقعيت هاي جامعه شده، و در نتيجه زمينه رشد انتزاعيات توهم بخش فراهم آمده است. در اين خصوص، با اينكه جنبش زنان در ايران، يكي از عملگراترين نيروهاي تحول خواه موجود است، اما در ميان اين جنبش نيز رگه هايي از چنين انتزاعياتي به چشم مي خورد.

در اين مقاله، نخست به مواردي اشاره مي شود كه نشانه هايي از انتزاع دور از واقعيت هستند و حتي با خاستگاه هاي متفاوت در كنار يكديگر جاي مي گيرند؛ سپس به تضارب و تناقض اين انتزاعيات با واقعيت كنش جمعي در جنبش زنان پرداخته مي شود؛ و در انتها به اهميت عملگرايي در شناخت وضع موجود و چگونگي تدوين استراتژي ها و برنامه عمل پرداخته مي شود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

ترجمه و تالیف: جلوه جواهری-9 شهریور 1387 

مدرسه فمينيستي -  در مقالات گذشته به این اشاره شد که چگونه بسیاری از فیلسوفان فمينيست معاصر، به دنبال کشف آثار متعدد زنان عمل گرا دریافتند که «فلسفه عمل گرایی منبعی بنيادی و با ارزش براي نظريه فمينيستي محسوب می شود.» بنابراین، آنها متناسب با نیاز خود و نقدهایی که به فلسفه عمل گرایی داشتند، تغییرات و اصلاحاتی در آن بوجود آوردند تا از آن به عنوان کارپایه عمل خود استفاده کنند.

خاستگاه پراگماتیسم به دوره ای برمی گردد که تغییرات بزرگی در نقش زنان به وجود آمده بود. با این وجود، تحلیلی که اکثر بنیان گذاران پراگماتیسم مرد نسبت به تبعیضات جنسیتی در فرهنگ و دانش موجود ارائه می دادند، تفاوت بسیاری با تحلیل فمینیست های نسل قدیم و جدید دارد. اغلب بنیان گذاران پراگماتیست مرد، نسبت به ستمی که زنان به واسطه تبعیض جنسیتی در فرهنگ و اجتماع متحمل می شوند، ناآگاه بودند. اما این مساله درمورد پراگماتيست هاي کنونی صدق نمی کند. آنها همانند فمینیست های عمل گرای اولیه، برای تغییر بنیادی ساختارهاي سياسي و اجتماعي تبعیض آمیز، تلاش بسیاری کرده و بنابراین سهم عمده ای در تغییرات بوجود آمده دارند. در واقع پافشاری عمل گرایی بر این مساله که فلسفه باید به مسائل روز اجتماعی توجه نشان داده و نسبت به حل آن متعهد باشد، منجر به این شده است که اصلاح طلبان و فمینیست های عملگرایی چون جین آدامز و شارلوت پرکینز گیلمن از فلسفه عمل گرایی به نحو بسیار مطلوبی در نقد و اصلاح ساختارهای تبعیض آمیز جنسیتی، نژادی و طبقاتی استفاده کنند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

کاوه مظفري-1 شهریور 1387 

مدرسه فمینیستی -  آرمان، يعني فراروي از وضع موجود. و آرمان داشتن، يعني توانايي به تصوير کشيدن آن چيزي که نيست: ناکجاآباد. آرمان، زيبا است، و آرمان خواهي مي تواند انگيزه باشد.

بسياري از جوانان هم نسل من، به دليل بي اعتمادي به آرمان خواهان گذشته و تجربه سال ها سرکوب، علاقه اي به رويابافي ندارند. آنها خيال را باطل و بيهوده مي دانند، و زندگي را مفيد مي شمرند. در مقابل، اما هستند جواناني که با «آرمان جهاني بهتر» زندگي خود را معنا مي بخشند. جواناني که درد را مي بينند، و جهاني را قادر به تصور هستند که دردي ندارد. آنها رنج را حس مي کنند و خوشبختي را آرزو دارند. آنها به دنبال راه درمان هستند.

اما آرمان ها هرچه قدر هم که زيبا و کامل باشند، به تنهايي توان تغيير وضع موجود را ندارند. تغيير دادن نياز به اراده، جسارت، و عمل کردن دارد. براي تغيير دادن بايد از دو مرز گذشت: يکي، مرزهاي جهان ناجور موجود؛ و دومي، مرزهاي اسطوره اي ارزش هاي تام. اگر آرمان ها را در دايره گزاره هاي قدسي محصور کنيم، به اسطوره تبديل مي شوند. براي تغيير آن چيزي که هست بايد از آسمان روياها پائين آمد و پا بر روي زمين سخت گذاشت. هر قدر آرمان ها کامل هستند، زمين ناهموار است. و يک شبه نمي توان زمين را به قامت آرمان ها هموار کرد. تغيير دادن اين زمين سخت، درد دارد: دردي شبيه زايمان.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

جلوه جواهری-25 خرداد 1387 

مدرسه فمینیستی - تجمع اعتراضی 22 خرداد 84 در فضایی نسبتاً باز اما پر تنش اتفاق افتاد. باز، به لحاظ نزدیکی به انتخابات دوره نهم رياست جمهوري که تا حدودی از خشونت پلیسی برای جلب مشارکت رای دهندگان کاسته شده بود؛ و پرتنش، به دليل پایان روزهایی که برای بسیاری از افراد پر از امید بود و بدان دلبسته بودند. پایان دوره موسوم به «اصلاحات» كه به راستی تفاوتی غیر قابل انکار در فضای سیاسی و حتا اجتماعي ایران به وجود آورد و از همان روزهای آغازین خود در طول 8 سال عمر كوتاهش، امید تغییر را به خصوص در دل جوانان و حتا زنان ایجاد کرده بود. دو سال پایانی دوره اصلاحات افول و عقب گردی بود به سرعت برق و باد، همچون شتاب غیر قابل باورِ روزهای ظهور و صعود آن. افرادی که در ابتدای دوره اصلاحات امیدشان را به سرعت یافته بودند، به همان اندازه در سال ها و ماه های واپسین آن ناامیدی و یاس بر دلشان نشسته بود؛ برای آنها گذر از این دوره، پر التهاب و همراه با از دست دادن بود.

شاید به راستی به پایان اصلاحات وعده داده شده نزدیک شده بودیم و به پایان تغییری که می پنداشتیم می تواند در ایران عزیزمان ایجاد شود و ما از نعمات آن بهرمند شویم. اما به راستی در این 8 سال اصلاحات بر ما چه گذشت؟ دستاوردهای بزرگ آن چه بود؟ و از آن سال ها چه بهره اي به جا مانده است تا به روند تغییرات ادامه دهیم؟ شايد لازم باشد از برخي جنبه ها نگاهی به آن دوره، دوره پیش از آن و دوره کنونی بیندازیم. بديهي است كه هر کدام از ما ممکن است به نکات مدنظر خودمان توجه کنیم. زمانی که من این سه دوره را کنار هم می گذارم، و زماني كه اين سه دوره را در ارتباط با ميدان فعالیت های کنشگران جنبش زنان در عرصه عمومی برای تغییر به سمت بهبود زندگی شان مقايسه مي كنم، نقش «فضا و مکان» در ذهنم از همه چیز پررنگ تر جلوه مي كند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

کاوه مظفري-8 خرداد 1387 

 

مدرسه فمینیستی - مردان زيادي را مي شناسم که زنان را خار مي شمارند. مرداني که از تحقير زنان لذت مي برند و زنان را تنها وسيله اي براي ارضاي هوس هاي خود مي دانند. مرداني که غيرت خود را در سنگسار زنان خلاصه مي کنند. مرداني را مي شناسم که رفتار غير انساني خود را با زنان، منش پهلواني مي دانند. مرداني که پيروزمندانه، آزار و اذيت زنان را براي دوستانشان روايت مي کنند. مرداني را مي شناسم که ظاهري روشنفکرانه دارند، اما در خفا زنان شان را کتک مي زنند.

قضات مردي را مي شناسم که به دور از احساسات زنانه، زهرا کاظمي ها را از پله پائين مي اندازند. درباره مردان امنيت گستري شنيده ام که زهرا بني يعقوب ها را حلق آويز مي کنند. سرداراني را ديده ام که هر روز در خيابان ها زنان را به ارشاد مي برند. همان هايي که شش زن را يکجا اغفال مي کنند. مرداني را ديده ام که تبعيض عليه زنان را تبليغ مي کنند. مرداني که به نام هنر، چندهمسري را ترويج مي کنند. بازيگراني که دو زنه بودن را تقديس مي کنند.

آري، اخبار خشونت، تجاوز و شکنجه هاي بسياري را شنيده ام که مردان بر زنان روا مي دارند. دولتيان حاکم، چنين مرداني را دوست دارند و آنها را ستايش مي کنند. در مدارس و سربازخانه ها، آنها را تربيت مي کنند. مرداني که نابرابري را تحکيم مي کنند. دولتيان حاکم، مردان را خشن مي خواهند. مرداني که بخوبي دستور مي دهند، همان هايي هستند که به خوبي دستور مي شنوند. سربازاني که خوب مي جنگند، همان هايي هستند که خوب فرمان مي برند. دولتيان حاکم با شعار «عدالت و مهرورزي»، نابرابري را ترويج مي کنند و با برابري خواهان دشمن اند.

***

اما من، امير يعقوبعلي را هم مي شناسم. او زنان را با خود برابر مي خواهد و براي اين برابري تلاش مي کند. او انسانيت، آزادگي و پيروزي خود را در رفتار برابر با زنان مي بيند. امير شعار عدالت نمي دهد، اما عادلانه رفتار مي کند. او براي تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان تلاش مي کند، براي تغيير اين قوانين با مردم صحبت مي کند و امضاي آنها را براي اين تغيير ثبت مي کند.

من، امير يعقوبعلي را دوست دارم و او را ستايش مي کنم. چندسالي است که او را مي شناسم: جواني 20 ساله که در دانشگاه و خيابان، براي زندگي بهتر انسان ها مبارزه مي کند. پسري مهربان و خندان که قلبش براي ستم ديدگان مي تپد. امير الگوي من و بسياري از مردان برابري خواه است. مرداني که از تبعيض هايي که بر زنان روا داشته مي شود ناراضي هستند. مرداني که رنج زنان را رنج خود مي دانند. مرداني که براي تغيير تلاش مي کنند.

امير به خاطر برابري، دو ترم محروميت از تحصيل در کارنامه اش دارد، از ورودش به دانشگاه ممانعت مي شود. امير به خاطر برابري يک ماه بازداشت بوده است. و امروز، امير يعقوبعلي را به جرم برابري خواهي، به جرم صحبت با زنان و مردان اين سرزمين براي رفع تبعيض، به جرم جمع آوري امضاء، به يک سال زندان محکوم کرده اند. مي خواهند او را «مردانه» تربيت کنند...

+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

ترجمه و تالیف : جلوه جواهری-3 خرداد 1387 

آغاز سخن

مدرسه فمینیستی - اولین طلیعه های جنبش زنان در ایران به دوران مشروطه بر می گردد. در آن دوران هنوز مدرسه ای برای زنان وجود نداشت و آنها از حق تحصیل محروم بودند. ایجاد مدرسه توسط زنان و برای زنان از دستاوردهای بزرگ آن دوره است. بعد از آن، زنان با تلاش های بسیار خود حق تحصیل را گرفتند. با این وجود از آن زمان تا کنون، تبعیض جنسیتی در نظام آموزشی رسمی کشور بسیار قدرتمند وجود داشته است. هیچ گاه محتویات آموزشی که به پسران و دختران داده شده است یکسان نبوده و اغلب دروس مدرسه در جهت تداوم و ماندگاری نظام سلسله مراتبی و دوگانه مردانه - زنانه و تثبیت فرودستی زنان عمل کرده است. دختران علاوه بر آن که در نظام آموزشی امتیازت کمتری دارند، فرودستی و تسلیم شدن به ایدئولوژی های مسلط مردانگی و زنانگی را نیز در همین نظام می آموزند. آنها در حرفه و فن (تنها درس عملی مدرسه که با زندگی واقعی آنها سرو کار دارد)، دوختن و پختن و پسران تعلیمات فنی می بینند. دختران را برای رشته های خاصی که تصور می شود برایشان مناسب تر است هدایت می کنند و از این راه فرصت های شغلی آنها در بازار به شدت کاهش می یابد. این سلسله مراتب آموزشی به راحتی بازتولید کننده نظام دوگانه مردانگی_زنانگی و تقسیم کار جنسیتی است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

کاوه مظفري-21 اردیبهشت 1387 

 

 

مدرسه فمینیستی - از 22 خرداد سال 85 تاکنون، اکثر برنامه ها و حرکت هاي کنشگران جنبش زنان حول محور پيگيري مطالباتي خاص سازمان يافته است. گروه هاي مختلف، هر يک بر اساس هويت، مباني نظري و توانايي هاي سازمان خود؛ مطالبات ويژه اي را به عنوان اهداف در دستور کار قرار داده اند. آنها، در استفاده از ابزار و وسايل عمل نيز، معيارهاي خاص خود را دارند. در واقع، گروه ها و جريان هاي ائتلافي درون جنبش زنان بر اساس مطالباتي که به عنوان هدف در نظر مي گيرند؛ و همچنين، روش ها و وسايلي که براي نيل به آن هدف بر مي گزينند، استراتژي ها و برنامه هاي عمل خاص خود را تدوين مي کنند. در حال حاضر، استراتژي ها و برنامه هاي عمل متعددي در درون جنبش زنان قابل شناسايي است. برخي از اين برنامه ها در حد طرح هايي بر روي کاغذ (يا حتي در اذهان) باقي مانده اند، و برخي اين اقبال را داشته اند که در ميدان عمل، وارد بازي شوند. کمپين «جمع آوري يک ميليون امضاء» يکي از جدي ترين و گسترده ترين برنامه هايي است که در عرصه عمل توانسته موفقيت هاي بسياري بدست آورد. اين برنامه، توانسته است مورد اجماع گروه هاي بسياري در شهرهاي مختلف ايران قرار گیرد و ائتلافي فراگير را پديد آورد. البته، جريان هاي ديگري نيز در جنبش زنان فعال هستند که برنامه هاي عملي متفاوتي را پيگيري مي کنند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

ترجمه و تالیف : جلوه جواهری -24 فروردین 1387 

 

مدرسه فمینیستی - سرتوماس مور [1] در کتاب آرمانشهر (1516) کلمه utopian را که بازی با واژه eutopia (مکانی بهتر) و outopia (لامکان) است، وارد زبان انگلیسی کرد. از آن زمان، آرمانشهرهای بسیاری به تخیل درآمدند و حتا بسیاری از نظریه پردازان فمینیست در باب «آرمانشهر»ها قلم فرسایی کرده اند.

تفکر اتوپیایی همواره منبع الهام سیاسی برای فمینیست ها بوده است. برای نمونه، مادرتباری در فمینیسم قرن نوزدهم که شارلوت پرکینز گیلمن در آرمانشهر خود، "زنستان" (1915)، توصیف می کند، بیان روشن ارزش های آرمانشهری است. مارج پی یر سی در کتاب زن در "لبه زمان"، طرح یک اتوپیایی جمع گرای ممکن، غیر جنس گرا، و زایا را ارائه می کند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

به کوشش: کاوه مظفری-29 اسفند 1386 

 

در مدرسه فمینیستی بر آن شده ایم که مشکلات و مسائل پیش روی جنبش زنان را با فعالان دیگر جنبش های اجتماعی در میان بگذاریم. از این رو، این بار با برخی از فعالان جامعه مدنی (حوزه دانشجویی) از جمله: مهدي امين زاده، هژير پلاسچي، مهدي عربشاهي، و سعيد قاسمي نژاد، پیرامون موضوعاتی همچون سیر تحول دیدگاه های موجود در جنبش دانشجويي، رابطه جنبش های اجتماعی با جامعه جهانی و نیز فشارهاي جديد و راهکارهاي مقابله با آن و... به گفتگو نشستیم و نظرات شان را جویا شدیم:

• مطالبات و اعتراضات جنبش دانشجويي

- مدرسه فمينيستي: اعتراضات جنبش دانشجويي حول چه مسائلي بوده و مطالباتي که مطرح کرده اند، بر چه چيزهايي متمرکز بوده است؟ اگر درباره اين توضيح دهيد که در درون جنبش دانشجويي چه گرايش هايي بود که مثلاً آنهايي که بحث صنفي مي کردند، چگونه کنار گذاشته شدند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

جلوه جواهری-23 اسفند 1386 

مدرسه فمینیستی - در آستانه عبور از گذرگاه مناسبتي يکصدساله (روز جهاني زن) قرار داريم. گذشتن از اين دروازه خاطره انگيز مصادف شده با گذر از آستانه يک سال و نيم فعاليت مجدانه کمپين يک ميليون امضاء در ايران. يکسال و نيم از آغاز فعاليت کنشگران کمپين با اهداف حداقلي و محدود (تغيير قوانين تبعيض آميز) مي گذرد، روندي که فراز و فرودهايي گاه بسيار شديد و تکان دهنده براي مان داشته است. بيش از چهل و سه نفرمان دستگير و صاحب پرونده هاي قضايي شده ايم. اما در مقابل، کلي تجربه هاي دست اول و ناب اندوخته ايم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

ترجمه و تالیف: جلوه جواهری-2 اسفند 1386 

مدرسه فمینیستی - اندیشه پراگماتیسم، فرصتی برای کنشگران جنبش ها فراهم می کند تا بتوانند مستقل از دستگاه های ایدئولوژیک – که تلاش می کنند تفاسیر خود را بر واقعیت تحمیل کنند – تفاسیری بر اساس تجارب عملی و زیسته کنشگران خلق کنند. به عبارت دیگر، اندیشه پراگماتیستی با برجسته کردن تجربه و عمل می تواند توجه نظریه پردازان را به زورمندی واقعیت، بیشتر جلب کند. در این سری از مقالات در مورد پراگماتیسم سعی داشته ام تجربه هایی در این خصوص را که برخی کنشگران جنبش زنان در ایالات متحد امریکا توانسته اند با بهره گیری از فلسفه پراگماتیستی، تفاسیری واقع بینانه تر و بر پایه تجربه های زیسته خود داشته باشند مورد مطالعه قرار دهم. البته، هدف من جایگزین کردن یک «ایسم» به جای «ایسم» های دیگر نیست یعنی قرار نیست که پراگماتیسم به جای سایر ایدئولوژی ها بنشیند بلکه هدف بررسی و شناخت فلسفه ای است که کمتر در کشور ما شناخته شده است. تلاش می کنم که با مروری تطبیقی بر تجربه های تاریخی جنبش زنان در عرصه عمل و در حوزه نظریه پردازی، چشم اندازهای متفاوتی را در حد بضاعتم بگشایم. باشد که ما به عنوان فعالان جنبش زنان با استفاده از تجربه فلاسفه فمینیست و به ویژه زنان پیشرو پراگماتیست، قادر شویم که در موقعیت های دشوار، به انتخاب گزینه های مناسب تر دست یابیم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

کاوه مظفری-27 بهمن 1386 

مدرسه فمینیستی - هشدار درباره خطر درگيري نظامي ميان ايران و امريکا، خبر چندان تازه اي نيست. پس از واقعه يازدهم سپتامبر، بويژه پس از حمله امريکا (و متحدانش) به افغانستان و عراق، تحليل ها و گزارش هاي متعددي احتمال وقوع جنگ ميان ايران و امريکا را مطرح مي کردند. اما در يک ساله اخير، ميزان هشدارها در خصوص احتمال وقوع جنگ بسيار افزايش يافته است. بطوريکه، هر چندماه موجي رسانه اي با اخبار و تحليل هاي جديدي، بر تلاطم و حساسيت اوضاع مي افزايد. در چندماه اخير، بويژه پس از تدوين پيش نويس قطعنامه سوم عليه ايران توسط گروه 1+5 براي ارائه به شوراي امنيت، و همچنين از سرگيري تهديدهاي لفظي سياسي و نظامي برخي مقامات امريکا و ايران عليه هم، جنجال رسانه اي در خصوص افزايش احتمال درگيري نظامي مجدداً اوج گرفت. در چنين فضايي، بسياري از فعالين سياسي و برخي فعالان اجتماعي در داخل ايران به اين نتيجه رسيدند تا در قبال مسئله جنگ، موضع گيري کنند. پيامد برخي از اين موضع گيري ها، شکل گيري چند کميته و گروه براي حفظ صلح بوده است: «شوراي ملي صلح» به ابتکار شيرين عبادي که در حال حاضر در قالب «کميته موقت صلح» در حال فعاليت است؛ و همچنين «فراخوان براي تشکيل جبهه سوم» توسط ناصر زرافشان؛ نمونه هاي مثال زدني از اين موضع گيري ها به شمار مي آيند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

گردآوری: جلوه جواهری-21 بهمن 1386 

مقدمه

مدرسه فمینیستی - عمل گرایان فمینیست، در پی کشف تاریخ و اندیشه های زنان فیلسوفی هستند که در گسترش و مفصل بندی عمل گرایی کلاسیک آمریکایی نقش داشته اند. این رویکرد، به دنبال کشف زندگی و آراء فلسفی متفکران و فعالانی چون جین آدامز [1] ، جسی تافت [2] ، شارلوت پرکینز گیلمن [3] ، امیلی گرنه بالچ [4] ، لوسی اسپراگو میتچل [5] ، انا جولیا کوپر [6] ، مری ویتون کالکینز [7] ، و الّا فلگ یانگ [8] است. چرا که این زنان ابعاد دیگری را به فلسفه عمل گرایی افزودند و به نسل بعد از خود (فمینیست های معاصر) مسائلی را که فراموش شده بود، یادآور شدند، شبیه فلسفه آمریکایی که با فراموش کردن برخی جزئیات، هر چه بیشتر انحصاری، فنی و آکادمیک می شد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

10 بهمن  1386 - کاوه مظفری

 

مدرسه فمینیستی - در گفتگو با دکتر علی میرسپاسی

کاوه مظفری: چالش ديگري که در رابطه با فعاليت کمپين يک ميليون امضاء وجود دارد، دوگانه لائيسيته و مذهب است. از يک طرف عده اي که لائيک هستند معتقدند از آنجايي که مذهب اساساً ضد زن است، و حکومت ايران يک حکومت ديني است، نمي توان بدون مبارزه با مذهب اين قوانين را تغيير داد. از طرف ديگر، عده اي که مذهبي هستند نيز استدلال مي کنند که فعاليت کمپين خلاف قوانين اسلامي است و کمپين قصد دارد در دستورات مذهب دخالت کند. اگرچه کنشگران کمپين با وجود گرايش هاي متکثري که دارند، سعي مي کنند در ميان اين دو قطبِ متضاد عمل کنند و به شيوه هاي مختلف و با استدلال هاي مختلف (از تبيين هاي سکولار گرفته تا قرائت هاي نوانديشي ديني) به سمت تغيير اين قوانين حرکت کنند. شما در اين مورد چگونه فکر مي کنيد و رابطه اين کمپين را با مذهب چگونه ارزيابي مي کنيد؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

4 بهمن 1386 - کاوه مظفری

مدرسه فمینیستی - گفتگو با دکتر علي ميرسپاسي 
 

 

دکتر علي ميرسپاسي، استاد جامعه شناسي در دانشگاه نيويورک (NYU) است. تاکنون از ايشان سه عنوان کتاب به نام هاي «روشنفکران ايران: روايت هاي ياس و اميد»، «حقيقت و دموکراسي»، و «تاملي در باب مدرنيته ايراني» منتشر شده است. و به زودي کتاب تازه اي از ايشان به نام «اخلاق در حوزه عمومي» به فارسی منتشر خواهد شد. مطالعات میرسپاسی در سال هاي اخير عمدتاً حول مفهوم فضيلت اجتماعي در تفکر روشنگري انگليس و امريکا و ارتباط آن با مشکلات تحقق دموکراسي در ايران متمرکز است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

۴ بهمن ۱۳۸۶ - جلوه جواهری

مدرسه فمینیستی - «من فمینیست عمل گرا شدم، روزی که فهمیدم نمی توانم برای هیچ کاری از رختخواب خود بلند شوم چرا که با نظریه های فمینیستی فلج شده بودم»

وقتی این جمله را در مقاله یکی از فمینیست های عمل گرای گوشه ای از جهان خواندم، به سادگی بر دلم نشست چرا که مدت ها چنین حسی گلویم را می فشرد. به راحتی محصور شده ایم در جهان نظریه ها و ایدئولوژی هایی که خود ساخته ایم برای آنکه درک بهتری از جهان داشته باشیم تا برای بهبود آن بکوشیم. اما اکنون چنان در این چارچوب تنگ گرفتار آمده ایم که از هر سو بخواهیم حرکت کنیم به دیوار بلند چراها و اماها برخورد خواهیم کرد. از هر سو بخواهیم نقبی به سوی نور بزنیم کسی پیدا می شود که بگوید چرا این سو را انتخاب کرده اید؟ اما آیا چاره ای داریم؟ آیا باید بنشینیم تا یک اتفاق نادر ملی همه ی هم میهنان ما را بر آن دارد که بخواهند کاری انجام دهند؟ روزنه ای بگشایند؟ و آن زمان ما نیز همراه شویم؟ نقش ما در این میان چه خواهد بود؟ نقش من به عنوان کنشگری که می تواند بیندیشد، دست به انتخاب بزند و بر پایه عمل خود و دیگرانی که همراه هم هستیم، اندیشه خود را بازسازی کند چیست؟ خواسته من در این میان چه اهمیتی دارد؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |

24 دی 1386 - کاوه مظفری

تغییر برای برابری - جنبش هاي اجتماعي متعددي در جامعه ما تلاش مي کنند در چارچوب جامعه مدني، نخست از حقوق اوليه و مدني خود دفاع کنند و پس از آن با طرح مطالباتي به سمت «تغيير اجتماعي» حرکت نمايند. اگرچه، همگي اين جنبش ها ماهيتي «اجتماعي» دارند و اصولاً در جهت دستيابي به قدرت سياسي حرکت نمي کنند، اما از جانب حاکميت سياسي (بويژه جريان تندرو آن) مورد فشارهاي مختلفي قرار مي گيرند. جنبش زنان، به عنوان يکي از اين جنبش هاي اجتماعي – که تلاش دارد مناسبات مردسالارانه جامعه ايران را تغيير دهد – نيز مورد چنين فشارهايي قرار دارد. مثال بارز اين ادعا، فشارهاي وارد بر «کمپين يک ميليون امضاء» از سوي جريان تندرو حاکميت است. کمپين، اگرچه در تعقيب هدف حداقلي خود، يعني تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان از طريق عمومي سازي خواست برابري جنسيتي حرکت مي کند، اما از آنجايي که جريان تندرو حاکميت آن را حريفي در مقابل خود احساس مي کند؛ لذا «ناخواسته»، به چالشي سياسي با دستگاه دولتي کشانده مي شود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نوشته های جلوه و کاوه در و ساعت |